السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

527

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « ذَهَباً وَلَوِ افْتَدى بِه أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ وَما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ » ) * اين دو آيه مضمون آيه : * ( « كَيْفَ يَهْدِي اللَّه قَوْماً كَفَرُوا . . . » ) * را تعليل مىكند ، از قبيل تعليل كردن از راه تطبيق كلى و عام بر جزئى و فرد خاص است . ( مثل اينكه بگوئيم : فلان شخص را احترام كن ، براى اينكه دانشمند است . ) و معناى آيه اين است كه : آن كسى كه بعد از روشن شدن حق و تمام شدن حجت ، بر آن كفر مىورزد ، و توبه نمىكند توبه اى كه او را اصلاح كند ، چنين كسى از دو حال بيرون نيست : يا كافرى است كه كفر مىورزد و كفر خود را فزونى داده و طغيان مىكند ، كه معلوم است صلاح راه و رخنه اى به دل او ندارد . و در نتيجه خدا هم او را هدايت ننموده و توبه اش را قبول نمىكند ، براى اينكه توبه و برگشت او توبه حقيقى نيست . بلكه او غرق در ضلالت است و اميدى نيست كه بار ديگر هدايت شود . و يا كافرى است كه بدون اينكه توبه كرده باشد ، در حال كفر و عناد مىميرد و معلوم است كه چنين كسى كه در همه عمر دنيائيش توبه نكرده ، خداى تعالى در آخرت هم هدايتش نمىكند . يعنى داخل بهشتش نمىسازد ، چون او به سوى پروردگار خود برنگشت و چيزى هم كه جا پر كن خلا توبه باشد وجود ندارد ، نه شفاعت و نه يارى ياوران . و از اينجا روشن مىشود كه جمله * ( « وَأُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ » ) * به دليل اينكه مشتمل بر چند خصوصيت است ، ضلالت نامبردگان را آن چنان تاكيد كرده كه به كلى اميدى به هدايتشان نباشد . خصوصيت اول اينكه : جمله را اسميه آورد . دوم اينكه : با كلمه : « اولئك » كه مخصوص اشاره به دور است ، فهماند ، نامبردگان از اينكه مورد گفتگو قرار گيرند بسيار بدورند . سوم اينكه : ضمير فصل « هم » را در آن به كار برد . چهارم اينكه : بر سر خبر ( كلمه « الضالون » ) الف و لام آورد . و نيز روشن مىشود كه مراد از جمله * ( « وَما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ » ) * اين است كه ، بفهماند اين گونه اشخاص ، از شفاعت شفيعان كه ياوران روز قيامتند بهره مند نمىشوند ، اين معنا از فحواى جمله استفاده مىشود . چون اگر فرموده بود : « و ما لهم ناصر » ايشان ياور ندارند . نمىتوانستيم استفاده كنيم كه در روز قيامت ياور هست ، ولى اينان ياور ندارند . ليكن فرمود : « ايشان از ياوران ، هيچ ياورى ندارند » و آوردن صيغه جمع مىفهماند كه يارى و يارانى در قيامت هستند ، ولى اينان ياور ندارند . نظير اين معنا در استدلال بر اينكه روز قيامت فى الجمله شفاعتى هست ، در جمله : « فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ . . . » « 1 » ، در مبحث شفاعت گذشت ، بدانجا

--> ( 1 ) « سوره شعراء ، آيه 100 » .